مبارك باد، آمد ماه روزه

چهارشنبه 19 تیر 1392  10:20 ق.ظ


نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:چهارشنبه 19 تیر 1392 | نظرات ()

سلام بر فرشتگان

سه شنبه 11 تیر 1392  12:45 ب.ظ

"سلام بر فرشتگان" عنوان فیلم سینمائی كودكانه ی است كه "فرزاد اژدری" آن را كارگردانی و جایزه برترین فیلم جشنواره كودك اصفهان را در سال 90 از آن خود كرد.  

یكی از مفاهیم بزرگ، دشوار و حكمت آمیز دینی كه معمولا ذهن كودكان را به خود مشغول می كند موضوع "مــرگ" است.  چرا باید انسان ها بمیرند؟ انسان ها بعد از مرگ چه می شوند؟ مرگ چه فایده دارد؟ و یا انسان ها چگونه می میرند؟ از جمله سئوال ها و مسائل است كه بیشتر كودكان با آن مواجه هستند.

اصولا پاسخگوئی به این دسته از سئوال ها برای بزرگتر ها دشوار است. معمولا ما پدر و مادر ها یا از پاسخ به این سئوال ها طفره می رویم تا روحیه فرزندانمان را دچار مشكل نكنیم.  یا تلاش می كنیم فرزندانمان را حتی المقدور در موقعیت پرسش در مورد مرگ قرار ندهیم و یا با بیان چند جمله ی كو تاه و سطحی از جوابگوئی در مورد مردن آدم ها شانه خالی می كنیم.

فیلم سینمائی سلام بر فرشتگان به زیبائی هر چه تمام تر، كنجكاوی های كودكان را در مورد فلسفه مرگ و زندگی  پاسخ می گوید. این فیلم، به دور از هرگونه شعار زدگی با تكنیك ها و جلوه های بصری جذاب، كودكانه و موزیكال مفهوم تلخ مرگ را برای كودكان شیرین می نماید.

پیشنهاد می كنم اگر در خانواده ی خود كودك و یا خردسال دارید به اتفاق به تماشای این فیلم بنشینید. مطمئن باشید با دیدن این فیلم ، كودكان شما حكمت و فلسفه ی زندگی و مرگ را بسیار روشن، شفاف و ملموس درك خواهند كرد.(دی وی دی این فیلم را می توانید از شبكه محصولات فرهنگی تهیه كنید)


خلاصه داستان
شادی دخترك هفت ساله  به سبب زمین خوردن مادر بزرگش، برای عیادت او به بیمارستان می آید و متوجه دو فرشتۀ مرگ و زندگی می شود كه بر گرد او می چرخند. شادی از خداوند می خواهد كه مرگ را از روی زمین بردارد. دعای او مستجاب شده فرشتۀ مرگ از طرف خداوند به مرخصی فرستاده می شود. دیگر هیچكس نمی میرد و پلیس نیز مردم را رها می كند. دزدان و اشرار زیاد می شوند، چون گلوله های پلیس دیگر بر آنها تأثیر ندارد. حتی داروها نیز بی اثر می شوند. بیمارستانِ محل بستری مادر بزرگ، پر از بیمارانی است كه درد می كشند ولی نمی میرند. شادی به كمك پدر بزرگ فوت شده اش بیوك بابا (علیرضا خمسه) یك سفر مكاشفه آمیز به عالم نور كرده، درمی یابد كه خداوند این جهان را به بهترین شكل ممكن آفریده است. لذا از خودخواهی دست برداشته، دعا می كند تا اوضاع به حال سابق برگردد. درست در وقتی كه او آماده می شود تا با مادر بزرگش وداع كند خبر جدیدی از راه می رسد...


نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:شنبه 23 شهریور 1392 | نظرات ()

برچسب ها: عموزادی ، رضا عموزادی ، چمتا ، سلام بر فرشتگان ، مرگ ، مرگ و زندگی ،

روایتی خواندنی از دوران اسارت یك رزمنده 16 ساله

یکشنبه 2 تیر 1392  03:38 ب.ظ

نوع مطلب :خارج از دسته بندی ،

بر روی میز یكی از همكاران كتاب قطوری با عنوان "پایی كه جا ماند" توجه ام را جلب كرد. با تورقی ساده و مطالعه  سطحی بعضی از صفحات آن، احساس عجیبی به من دست داد! عطش خواند كتاب وجودم را فرا گرفت. دلم می خواست همانجا بنشینم و كتاب را از ابتدا تا انتها بخوانم.

كتاب را به  امانت گرفتم و لحظه های ناب تنهایی ام را، بعضا تا نیمه های شب  با خواندن روایت بی نظیر سید ناصر حسینی پور ( یا به قول نگهبانان عراقی ناصراستخباراتی) نوجوانی كه روز های بسیار سخت و طاقت فرسائی را در زندان های مخفی عراق گذارنده بود سر كردم.

برای لحظاتی چشمانم را می بندم . تلاش می كنم فضای روایت شده را در ذهن خود تجسم و تخیل كنم. نه ...! حتی تخیل آن برایم سخت است، سخت! دشوار و غیر قابل تصور . به راستی ، چه نیرو و انگیزه ای ؟ آنان را در مقابل آن همه سختی،فشار و شكنجه حفظ می كرد؟ در مقابل آن همه رشادت، ایثار، گذشت،جانفشانی، صبر و طاقت چه میتوان گفت؟  چه می توان نوشت ؟ جز عشق...

جسم خاك از عشق بر افلاك شد

كوه در رقص آمد و چالاك شد...

 

 


نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:سه شنبه 4 تیر 1392 | نظرات ()

برچسب ها: پایی كه جا ماند ، عموزادی ، رضا عموزادی ، چمتا ، سید ناصر حسینی ،


  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات