برویم فرهنگ خود را بسازیم!

سه شنبه 16 اردیبهشت 1393  02:43 ب.ظ

نوع مطلب :فرهنگ ،

امروز مغازه دار سر كوچه ما _ در حالیكه یك اسكناس دویست تومانی پاره و چروكیده در دستش بود _ با ناراحتی می گفت : مردم فرهنگ نگهداری از اسكناس را ندارند!

یادم آمد دیروز آقای راننده به مردی كه درب تاكسی را محكم بست گفت: بی فرهنگ!

چندی پیش همسایه طبقه بالائی آپارتمان ما كلی گلایه و شكایت كه فلانی و فلانی فرهنگ آپارتمان نشینی ندارند!

خانمی در اعتراض به كسی كه خودروی خود را در مقابل درب خانه اش ساعت ها پارك كرد بود می گفت : بی شعور ! بی فرهنگ...!

كارگر زحمت كش شهرداری در حال جمع آوری زباله های انباشته شده در جوی خیابان غر زنان می گفت : واقعا مردم فرهنگ ندارند!

پیرمردی كه از بوق ممتد یك خودرو در ترافیك كلافه و عصبی شده بود به دیگری گفت : هنوز خیلی ها فرهنگ رانندگی ندارند!

جوانكی بی فرهنگ بر سر بازار با صدای بلند و نكره فحش های ركیك و شرم آوری را نثار آن دیگری می كرد!

یكی از مدیران باشگا ه پر طرفدار فوتبال از بعضی تماشاگر نماهای بی فرهنگ ابراز تاسف كرد!

مقامی در وزارت ارشاد رسما اعلان كرد : متاسفانه فرهنگ مطالعه در جامعه خیلی كم است!

روزنامه نگاری از نبود فرهنگ نقد در جامعه نگران بود!

دانشجوی با فرهنگ ترم اول دانشگاهی با آب و تاب می گفت: واقعا بعضی ایرانی ها تو فیس بوك خیلی بی فرهنگن!

استاد جامعه شناسی می گفت : هنوز فرهنگ استفاده از  پدید های ارتباطی همچون وی چت و واتس آپ ... در جامعه ما وجود ندارد.

شنیدم فلان هنر پیشه گفته است برای خنداندن مردم حاضر است یك كار بی فرهنگی هم بكند!!

یك لحظه بخود آمدم گفتم ! با این اوصاف ما  چقدر  گاهی فرهنگ نداریم !!

شگفت اینكه، ما مدرسه داریم، دانشگاه به اشكال مختلفه(دولتی، آزاد، غبر انتفاعی، نیمه دولتی و...) داریم، صدا و سیما داریم ،اداره فرهنگ و ارشاد داریم، شورای فرهنگ عمومی داریم ، روزنامه و مجله به وفور داریم، فرهنگسرا داریم، خانه فرهنگ داریم، فرهنگستان داریم ، تازه ماهواره امید و خیلی چیزای خوب خوب دیگه هم داریم اما خیلی وقتها باز فرهنگ نداریم!!

راستی چرا ؟؟؟


نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:دوشنبه 7 مهر 1393 | نظرات ()

برچسب ها: عموزادی ، چمتا ، درد بی فرهنگی ، فرهنگ سازی ، بی فرهنگی ایرانیان ، فرهنگ ایرانی ،

خسته نباشی معلم!

پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393  09:52 ق.ظ

نوع مطلب :خارج از دسته بندی ،

این روز ها همه جا سخن از معلم است. قدر و منزلت معلم! كرامت معلم! شان و جایگاه معلم ! با كلمات و واژگان زیبا معلم را توصیف می كنیم و به تصور خویش، روزش را گرامی می داریم. اما كمتر به درد، رنج و مشكلات او توجه داریم.
 
فراموش نمی كنم چندی پیش با راننده ی تاكسی هم صحبت شده بودم كه معلم راهنمائی یكی از مدارس منطقه 12 شهر تهران بود.  كه  بعد 15سال سابقه خدمت و تدریس در اموزش و پرورش مستاجر است!   كه برای تامین هزینه تحصیل فرزندان، مخارج سنگین زندگی و كرایه خانه مجبور است تا انتهای شب مسافر كشی كند!  كه دلش را به مسكن مهر خوش كرده است!
 
و یا دوست معلمی كه دوسال پیش بازنشسته شده و حال بعد از سالها خسته و شكسته از معلمی اینك در ایام بازنشستگی به دنبال شغلی بود كه حداقل بتواند مخارج ازدواج و  دانشگاه فرزندانش را تامین كند!
 
معلمی  كه می گفت : 27 سال سابقه دارد و هنوز طعم خانه دار شدن را نچشیده است و خانواده اش از مستاجری و خانه به دوشی خسته و درمانده شده اند.
 
و معلمی كه....!!!
 
 و  باز فراموش نمی كنم معلمی را كه برای همدردی با دانش آموز بیمارخود موهای سرش را تراشید و درس انسانیت به همه ی ما اموخت!
 
 و  هر گز از خاطرمان نمی رود  معلم فداكاری كه در شعله های آتش سوخت اما جان سی دانش آموز  گرفتار در آتش را نجات داد! 

و ... !!!
 
خسته نباشی معـــلم!!!
 


نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 | نظرات ()

برچسب ها: عموزادی ، چمتا ، روز معلم ،


  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات